کد خبر : 524517

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۲۰ زمان : ۱۶:۰۰

چرا خندوانه ببینیم؟!

به گزارش مجله اینترنتی تازه های جهان ، یک­بار با هم این نام­ها را در ذهنتان مرور کنید: «فرید جینگل بردِ سریال خانه­ی سبز»، «فیلم سینمایی ورود آقایان ممنوع» و «خندوانه». گمانم با یادآوری این­ها روی لب شما هم مثل من یک لبخند حداقل کم­رنگ نشسته است. رامبد جوان استاد ساختن خلاقانه ­ی شخصیت، فیلم […]

به گزارش مجله اینترنتی تازه های جهان ، یک­بار با هم این نام­ها را در ذهنتان مرور کنید: «فرید جینگل بردِ سریال خانه­ی سبز»، «فیلم سینمایی ورود آقایان ممنوع» و «خندوانه». گمانم با یادآوری این­ها روی لب شما هم مثل من یک لبخند حداقل کم­رنگ نشسته است. رامبد جوان استاد ساختن خلاقانه ­ی شخصیت، فیلم و برنامه ­های تلویزیونی لبخندآور است. البته او این­ بار از لبخند هم فراتر رفته و به کم­تر از قهقهه ­ی ما راضی نمی­شود. خندوانه یک برنامه ­ی تلویزیونی است که هر شب ساعت ده، از شبکه­ی نسیم پخش می­شود. این روزها خندوانه، به ­اندازه ­ی برنامه­ های نود و رادیوهفت، در تلویزیون طرفدار دارد. در این مطلب می­خواهیم بگوییم چرا به ­عنوان یک روان­شناس توصیه می­کنیم خندوانه را ببینید یا اگر می­بینید، بیننده­اش باقی بمانید. 

سلامت روانتان را بالا می­برد
اولین و واضح ­ترین دلیلش این است که ما به خنده نیاز داریم. ما آن­قدر در طول روز عبوسی می­کنیم و عبوسی می­بینیم که یادمان می­رود یکی از تعریف­های فلسفی انسان «حیوان ضاحک» است. یعنی از  فرق­های اساسی ما با حیوانات این است که می­توانیم بخندیم. شاید شما هم این روایت را از خنده­ رو نبودن ما ایرانی­ها در خیابان شنیده باشید. در بقیه ­ی دنیا اگر کسی در خیابان لبخند روی لبش نباشد، فکر می ­کنند مشکل دارد؛ ولی ما فکر می­کنیم اگر کسی لبخند بزند مشکل دارد. در به­ روزترین تحقیق ­های روان­شناسی می­بینیم که خنده و شوخ ­طبعی، البته به شکلی که مسخره ­کردن دیگران یا مسخره ­کردن خودمان نباشد، همیشه با سلامت روان رابطه ­ی مثبت دارد. پس اولین دلیل برای دیدن خندوانه، افزایش سلامت روان خودتان است. فراتر از سلامت روان، مفهومی در روان­شناسی وجود دارد، به­نام «بهزیستی روانی». بخش بزرگی از بهزیستی روانی، تجربه ­ی هیجان­های مثبت در زندگی است.  شادی یکی از اصلی­ترین، خالص­ترین، جهانی­ترین و  مهم­ترین هیجان­ های مثبت است. 

احتیاج دارید خانوادگی بخندید
خندوانه وقتی پخش می­شود که معمولا اعضای خانواده­های ایرانی دور هم جمع هستند. حتی آن­هایی که تا دیروقت کار می­کنند، به احتمال زیاد، ساعت ده­شب به خانه برگشته ­اند. خندوانه با استفاده از امکانات مختلف، از موسیقی شاد دست­جمعی گرفته، تا استندآپ کمدی (ایستاده طنز اجراکردن یک کمدین) و مسابق ه­های چالش برانگیز و شخصیت­های طناز (مثا نیما و اخیرا عروسک جناب­خان) خنده­ی، دست جمعی را به خانه ­ها می­ آورد. وقتی شما با هم بخندید، تداعی مثبتی از در خانواده بودن برای­تان شکل می­گیرد. این تداعی مثبت، همان چیزی است که آن را در دراز مدت، به نام احساس خوشبختی می­شناسیم. 

زندگی را جدی نمی­گیرید
یکی از کارکردهای شوخ­ طبعی و برنامه ­های شوخ ­طبعانه این است که فشارهای کار روزمره را خنثی می­کند. شوخ طبعی به ما این پیام را می­دهد که می­شود از زاویه دیدهای خند ه­دار هم به مصیبت­های زندگی نگاه کرد. یک برنامه­ ی تلویزیونی که عمدا دارد شوخ طبعی را رواج می­دهد، چه در گفت­وگو با آدم­های داخل و خارج از استودیو، چه در ترانه های اصلی برنامه و چه حتی در نحوه­ ی اجرای مجری اصلی، به ما غیرمستقیم این پیام را می­دهد که زندگی را جدی نگیر و از این فرصت کوتاه لذت ببر. 

با وجه­ های درونتان آشنا می­شوید
کسانی که متخصص دیدن فیلم­ها با دید روان­شناختی هستند، می­گویند ما در شخصیت­های فیلم خودمان را می­بینیم. دو شخصیتی که غیر از خود رامبد جوان به برنامه اضافه شده­ اند، می­توانند این کارکرد را داشته باشند. «نیما» – که البته چند شخصیتی است و ما هر بار با نام و تیپی دیگر او را می­شناسیم- نماد وجه منفی ماست. یک کاراکتر علاف خوشگذاران که فقط از دریچه­ ی منفعت خودش به امکانات و از جمله استودیوی خندوانه نگاه می­کند و همیشه روی اعصاب رامبد جوان راه می­رود. نیما بخشی از وجود خود ماست که دارد به زبان طنز نقد می­شود. وجهی از همه ­ی ما که منفعت­ طلب و تنبل و حتی ریاکار است، جلوی چشم ماست. در مقابل جناب خان یک لذت­ گرای خودشیفته ­ی شوخ طبع است. فکر و ذکر او احلام معشوق جنوبی است و هر چیزی را به آوازی جنوبی وصل می­کند. او غیر از حال و هوای شادی که با آهنگ­های جنوبی به برنامه می­دهد، آن وجه شادی­طلب و آسان­گیر ما را جلو چشم مان می­آورد. جناب خان ترغیب مان می­کند همه چیز را به سادگی یک ترانه ­ی من­درآوردی، با یک ریتم شاد جنوبی بگیریم.

سپیده دانایی

منبع : فردا نیوز
ارسال دیدگاه