کد خبر : 4145

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۱/۰۶ زمان : ۸:۳۴

هیچوقت به این شکل از استاد انتقام نگیرید

کلاس جامعه شناسی ما در آمفی تئاتر دانشگاه برگزار می‌شد. استاد جامعه شناسی داشتیم که به علت سخت گیر بودن اجازه نمیداد کسی در جایش تکان بخورد. یکبار من و دیگر دوستانم تصمیم گرفتیم حالش را بگیرم و پایه صندلی که گاهی برای استراحت روی آن می‌نوشت بر روی نبش قرار دادیم. استاد مشغول حرف […]

کلاس جامعه شناسی ما در آمفی تئاتر دانشگاه برگزار می‌شد. استاد جامعه شناسی داشتیم که به علت سخت گیر بودن اجازه نمیداد کسی در جایش تکان بخورد.

یکبار من و دیگر دوستانم تصمیم گرفتیم حالش را بگیرم و پایه صندلی که گاهی برای استراحت روی آن می‌نوشت بر روی نبش قرار دادیم.

استاد مشغول حرف زدن بود به اوج درس رسیده بود که به سمت صندلی رفت. اما هنوز فرصت نکرده بود درست سر جایش بنشیند که صندلی لیز خورد و او از بالا به پایین افتاد. کلاس از شدن خنده منفجر شد. فکر کرده بودیم که توانسته ایم انتقام خوبی از او بگیریم.

اما استاد از جایش بلند شد و گفت: آرزو می‌کنم شما روزی استاد شوید تا این صحنه برای خودتان هم تکرار شود.

و در آخر ترم چنان سؤالات سختی از درس طرح کرد که نصف بیشتر کلاس افتادند.

در اول ترم جدید که او چهره های جدید می‌دید گفت: امیدوارم شما مثل اینها هوس شیطنت نکنید چون شما هم عواقبی مثل بچه های ترم قبل خواهیدداشت.

مرتضی حسینی از کهنوج

ارسال دیدگاه