کد خبر : 420214

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۴/۱۵ زمان : ۷:۰۰

هر کدام برای خودمان زندگی می‌کنیم

سؤال : بیش از چندین سال از ازدواجم می‌گذرد و تقریباً هیچ ارتباط عاطفی و زناشویی با همسرم ندارم و هر کدام برای خودمان زندگی می‌کنیم. با اینکه ۲ فرزند داریم اما کمترین تفاهم با یکدیگر نداریم. بارها از همسرم خواستم مرا طلاق دهد ولی او می‌گوید بعد از بزرگ کردن بچه‌ها که دیگر نیازی […]

سؤال :

بیش از چندین سال از ازدواجم می‌گذرد و تقریباً هیچ ارتباط عاطفی و زناشویی با همسرم ندارم و هر کدام برای خودمان زندگی می‌کنیم. با اینکه ۲ فرزند داریم اما کمترین تفاهم با یکدیگر نداریم. بارها از همسرم خواستم مرا طلاق دهد ولی او می‌گوید بعد از بزرگ کردن بچه‌ها که دیگر نیازی به تو نبود، طلاقت می‌دهم و اعتقاد دارد که نباید به زن میدان داد.

ه، ش، ۲۹ ساله، مشهد مقدس

 

پاسخ :

همسر شما مانند دوران قبل از ظهور اسلام و اعراب برای زندگی مشترک و همسرش تصمیم می‌گیرد. ممکن است خود او نیز نیازمند داشتن ارتباط صمیمی و محبت متقابل باشد اما این نیاز را به دلیل تفکرات غیر معقول سرکوب می‌کند و بدین وسیله خودش و همسرش را از داشتن بدیهی‌ترین خواسته در ۱ زندگی مشترک محروم می‌سازد. در حقیقت چنین افرادی نباید زندگی مشترک تشکیل دهند، چون رگ نشاط و طراوت انسان دیگری را قطع می‌کنند و او را تا حد جنون و یا تبدیل شدن به ۱ کارگر ماشینی پیش می‌برند. وجود چنین تفکر و خصلت‌هایی در شخصیت افراد به وضوح قابل تشخیص است و اشتباه شما، قبول ازدواج با او و سپس به وجودآوردن فرزندانی است که سرنوشت نامعلومی در انتظار آنهاست. طبعاً اگر او نخواست یا نتوانست در رفتار و اخلاق و نگرش خود تغییرات لازم را ایجاد کند، ضرورت دارد برای نجات آینده خود و فرزندانتان تصمیم بگیرد.

ارسال دیدگاه