کد خبر : 64509

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۲/۲۴ زمان : ۷:۰۰

نزدیک بود شوهرش را بکشد

جیم ۳۲ ساله چند سالی بود که وارد نیروی پلیس شده و حالا در کارش ماهر شده بود. او مثل همه مأموران پلیس همیشه یکی اسلحه کمری همراه خودش داشت. آنا همسر ۲۹ ساله جیم هم علاقه زیادی به اسلحه داشت و توسط شوهرش آموزش کار با اسلحه را دیده بود. آنها که ۵ سال […]

جیم ۳۲ ساله چند سالی بود که وارد نیروی پلیس شده و حالا در کارش ماهر شده بود. او مثل همه مأموران پلیس همیشه یکی اسلحه کمری همراه خودش داشت. آنا همسر ۲۹ ساله جیم هم علاقه زیادی به اسلحه داشت و توسط شوهرش آموزش کار با اسلحه را دیده بود. آنها که ۵ سال پیش با هم پیمان زناشویی بسته بودند، زندگی خوب و راحتی داشتند و هیچ مشکلی زندگی‌شان را تهدید نمی‌کرد. آنا به خاطر عشق به اسلحه و هرشب که شوهرش به خانه بر می‌گشت، چند دقیقه ای با اسلحه او بازی می‌کرد. شوهرش تذکرات لازم را به او داده بود و آنا هم خیلی مواظب بود تا اینکه چندی پیش سالگرد تولد زن جوان بود و جیم زودتر از همیشه به خانه برگشت! او یک بسته کادوی بزرگ هم در دست داشت و همین آنا را ذوق زده کرد. زن هم از شوق و ذوق بسیار به هیجان فراوان ناگهان از خود بیخود شد و اسلحه شوهرش را از کمرش باز کرد. جیم که از ین حرکت همسرش شوکه شده بود، و صد البته نمی‌خواست جشن سالگرد تولد همسرش را خراب کند، فقط به همسرش گفت: مواظب باش!!

هنوز این این جمله به طور کامل از دهان جیم خارج نشده بود که آنا به شوخی اسلحه را به سمت شوهرش گرفت و شروع به خندیدن کرد. آنا می‌دانست که شوهرش همیشه وقتی که کارش تمام می‌شود و بهخانه می‌آید فشنگها را از اسلحه خارج می‌کند. به همین خاطر با خیال راحت دستش را روی ماشه گذاشت و به شوخی آن را چکاند. ناگهان صدای گلوله در فضای اتاق پیچید و آنچه نباید اتفاق می‌افتاد، روی داد.

بله !! فک جیم مورد اصابت گلوله قرار گرفت و حالا بعد از گذشت حدود دو ماه از این شوخی، او قادر به تکلم نیست.

ارسال دیدگاه