کد خبر : 1775

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۸/۲۷ زمان : ۱۶:۰۷

نتیجه کار در تصفیه خانه و دستگاه تصفیه

۱۶ ساله بودم که یک کسب کار تابستانی پیدا کردم. در شرکت نفت و در قسمت تصفیه خانه مونترال مشغول کار شدم. کاری سخت و طولانی بود. من باید در جایی که نفت تصفیه می‌شد و مسلماً ضایعات و آلودگی‌های هم به وجود می‌آمد، آنجا را تمیز و از آلودگی‌ها پاک می‌کردم. من در حالیکه […]

۱۶ ساله بودم که یک کسب کار تابستانی پیدا کردم. در شرکت نفت و در قسمت تصفیه خانه مونترال مشغول کار شدم. کاری سخت و طولانی بود.

من باید در جایی که نفت تصفیه می‌شد و مسلماً ضایعات و آلودگی‌های هم به وجود می‌آمد، آنجا را تمیز و از آلودگی‌ها پاک می‌کردم. من در حالیکه هنگام کار یک نقاب به صورت داشتم تا بوی نفت و گاز اذیتم نکند و با اسید هم سروکار داشتم، مجبور بودم صبح تا شب کار کنم. با افراد زیادی سروکار و ارتباط نداشتم. همیشه تنها بودم. همیشه دست و صورتم سیاه بود و با هیچ‌کس نمی‌توانستم حرف بزنم و ارتباطی برقرار کنم. گاهی اوقات از بوی شدید تصفیه خانه مجبور می‌شدم از ماسک اکسیژن استفاده کنم. یک نفر از بیرون این ماسک و کپسول را برایم می‌فرستاد. من باید تمام قسمتهای دستگاه تصفیه را تمیز و پاک می‌کردم. در آنجا دستگاهها آنقدر بزرگ بودند که جای کمی برای حرکت و تکان خوردن من وجود داشت و کارم خیلی سخت و طاقت‌فرسا به نظر می‌رسید.

اما همین کار سخت، شخصیت مرا ساخت. ساعتها تنهایی در آن بخش از کارخانه باعث می‌شد که به فکر فرو روم. تنها که بودم و کار می‌کردم، با خودم فکر هم می‌کردم. افکار و ایده‌های زیادی به نظرم می‌رسید. می‌توانستم در این ساعتهای تنهایی که در فکر فرو می‌رفتم، فرصت‌های زندگی‌ام را بررسی کنم و برای آینده‌ام تصمیم بگیرم. در آن روزهایی که در حال رشد بودم، نوجوانی خوش شانس بودم. همکارانم در آن بخش از تصفیه خانه زیاد نبودند ولی من یاد گرفتم که با همان اندک افراد هم کار کنم و به آنها احترام بگذارم. اما همان کارکردن در خارج از خانه شخصیت مرا به درستی شکل داد. من زیاد سختی کشیدم ولی سختیها را با جان و دل پذیرفتم. من کسانی را که غصه نمی‌خوردند و از تلاش و کوشش زیاد شکایت ندارند، تحسین می‌کنم. در نظر من تلاش کردن، نتیجه ای جز موفقیت ندارد.

ارسال دیدگاه