کد خبر : 492015

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۴/۲۸ زمان : ۱۱:۰۰

نتیجه ازدواج یک دختر مجرد با یک مرد متأهل

سؤال : دختری ۲۱ ساله و فوق دیپلم علوم تجربی هستم. پدر چندی پیش به رحمت خدا رفت. در حال حاضر، مادرم و با ۱ برادر و خواهرم کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و من هم بنا به دلایلی (کمبود امکانات آموزشی و تحصیلی) با خواهر متأهل ام هم‌خانه هستیم. اما در این مدت به خاطر […]

سؤال :

دختری ۲۱ ساله و فوق دیپلم علوم تجربی هستم. پدر چندی پیش به رحمت خدا رفت.

در حال حاضر، مادرم و با ۱ برادر و خواهرم کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و من هم بنا به دلایلی (کمبود امکانات آموزشی و تحصیلی) با خواهر متأهل ام هم‌خانه هستیم. اما در این مدت به خاطر تعصب و بدبینی شوهر خواهرم با مشکلات زیادی مواجه شدم. او به هر مسئله‌ای سوءظن دارد. به‌عنوان مثال اجازه نمی‌دهد هیچ کس به تنهایی از خانه بیرون برود و تنها در خانه بماند. اگر به تلفن جواب دهیم باید پاسخ‌گوی ۱ سری سؤالاتش باشیم و … شوهر خواهرم با هیچ کس رفت و آمد ندارد، به جز یکی از دوستان قدیمی‌اش. او اجازه شرکت در هیچ مراسمی را به ما نمی‌دهد. به خاطر همین همیشه حسرت بقیه را می‌خورم.

آقای مشاور، من تا به حال خواستگارهای زیادی داشته‌ام ولی هر کدام از آنها را به خاطر نداشتن شرایط مناسب رد کرده‌ام. چندی پیش، همان دوست شوهرخواهرم به من پیشنهاد ازدواج داد. البته او متأهل است و با همسر قبلی‌اش تفاهم اخلاقی و سازگاری ندارد. آنقدر با این خانواده صمیمی شده‌ایم که هر هفته چند بار به دیدنشان می‌رویم. اما وقتی شوهر خواهرم از پیشنهاد دوستش به من مطلع شده، ارتباطش را با آنها قطع کرد، ما هم اکنون با هیچ کس رابطه نداریم و من به شدت از تنهایی خسته شدم. ناگفته نماند مدتی است که دچار افسردگی شدید شده‌ام و دوست دارم تنها باشم. امیدوارم مرا در رفع این مشکل یاری کنید چون از نظر روحی تحت فشار هستم.

در پایان می‌خواستم نظر شما را در رابطه با ازدواج یک دختر مجرد با یک مرد متأهل جویا شوم.

 

پاسخ:

فرزند عزیزم، زندگی کردن در خانه خواهر کم‌وبیش این مسائل و مشکلاتی را که ذکر کردید به همراه خواهد داشت.

اگر شوهر خواهر شما صفات خاص دارد بیشتر و خواهر شما مربوط می‌شود و نه شما. شاید اگر امکان داشت که در کنار مادر و خواهر و برادر تان باشید این موضوع شوهرخواهر کمتر روی شما تأثیر می‌گذاشت. زیرا حق ایشان هست که در مورد همسرشان هرگونه رفتاری ( البته رفتارهای درست ) داشته باشند ولی در مورد شما چنین نیست. اگر مادرتان اجازه دهند و امکانات فراهم باشد بهتر است که نزد مادرتان بروید زیرا هم شما آسوده می‌شوید و هم خواهرتان و هم شوهر خواهرتان.

ولی در مورد ازدواج با دوست همسر خواهرتان که ازدواج هم کرده‌اند به نظر من مناسب نیست، زیرا شما بالقوه امکان زیادی برای ازدواج مناسب دارید و لازم نیست که به ۱ چنین ازدواجی تن در دهید که ثمره آن

جز ناراحتی و رنج و عذاب برای شما، خواهرتان، و کل خانواده تان نخواهد بود. به هر صورت باز عرض می‌کنم اگر با کمک خواهر و شوهرخواهرتان بتوانید نزد مادرتان بروید این حق و اجازه را خواهید یافت که برای آینده‌تان فکر کنید و به سوی هدف ازدواج، تحصیل، کار، و یا آنچه مورد علاقه‌تان است گام بردارید و با این عمل هم خود شما راضی خواهید بود که به سوی هدف خود پیش بروید و به آن بیندیشید و هم خواهر و شوهرخواهر راضی و راحت خواهند شد. همه مشکلات شما و از جمله افسردگی شما ناشی از محیط و شرایطی است که در آن قرار گرفته‌اید و به ویژه خواستگارهایی که از دست داده‌اید. حال اگر در همین شرایط و خانه خواهرتان هم ناچارید که بمانید هدف خوبی که شما را یاری نماید مثل رفتن به کلاس‌های خاص نظیر ماشین‌نویسی، کامپیوتر، زبان را انتخاب کنید و در این راه هم باز از خواهر و شوهر خواهرتان بخواهید که شما را یاری کنند. یعنی به هر صورت رفتارتان طوری نباشد که آنها را ناراحت کنید، زیرا به ناچار نظر آنها مهم است، مگر آنکه بتوانید نزد مادر خود بروید و در آنجا برای آینده‌تان فکر کنید. باز هم می‌گویم که ویژگی‌های شوهرخواهرتان هر چه هست ناچارید بپذیرید، مگر آن که راهی برای خود بتوانید انتخاب کنید که در خانه بخت زیر نظر ایشان نباشید. بدیهی است که ازدواج هم ۱ راه بسیار سودمند است ولی نه آن خواستگار دوست همسر خواهرتان. شاد و سربلند باشید.

ارسال دیدگاه