کد خبر : 4544

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۱/۱۹ زمان : ۷:۱۵

عامل کشتار سال ۴۲

از ديد ارتشبد حسين فردوست، اويسي افسري كم سواد بود كه در فروش محموله‌هاي بزرگ ترياك دست داشت، از ديد تيمسار قره‌باغي، اويسي فردي دروغگو و متملق بود و از ديد مردم، اويسي فردي جنايت‌كار بود كه در دو فاجعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ نقش اساسي داشت. ارتشبد غلامعلي اويسي فرزند غلامرضا […]

از ديد ارتشبد حسين فردوست، اويسي افسري كم سواد بود كه در فروش محموله‌هاي بزرگ ترياك دست داشت، از ديد تيمسار قره‌باغي، اويسي فردي دروغگو و متملق بود و از ديد مردم، اويسي فردي جنايت‌كار بود كه در دو فاجعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ نقش اساسي داشت.

ارتشبد غلامعلي اويسي فرزند غلامرضا عامل كشتار مردم تهران در دو فاجعه بزرگ ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و هفدهم شهريور ۱۳۵۷، در سال۱۲۹۷ در قم به دنيا آمد. او در سال ۱۳۱۵ دوره ۶ سال دبيرستان نظام و در ۱۳۱۷ دورة دانشكده افسري را به پايان رساند. اويسي در ۱۳۱۷ تا ۱۳۳۱ در مشاغل گوناگون نظامي از جمله فرماندهي گروهان و گردان و آموزشگاه گروهباني لشكر ۲، رياست شعبه بازرسي دژبان مركز و فرماندهي هنگ ۵۲ دژبان ـ قرار داشت و در ۱۳۳۲ فرمانده هنگ ۱۶ تيپ كازرون بود. پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، اويسي به دريافت نشان درجه ۲ رستاخيز، نائل شد و به تدريج ترقي وي در هرم ديوان‌سالاري نظامي آغاز گرديد.

895685 466 عامل کشتار سال ۴۲

اويسي در سالهاي قبل از دهه ۱۳۴۰ و بعداز كودتاي آمريكائي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عضو «انجمن اخوت» گرديد. اين انجمن يك تشكيلات فعال فراماسونري بود وچهره‌هائي چون عبدالله انتظام، امير اسدالله علم و دكتر منوچهر اقبال در رأس آن بودند. اويسي به عنوان عضو فعال اين انجمن در كنار بخشي از وزيران و تيمساران شاه در جلسات آن ديده مي‌شد.

اويسي پس از طي دوره دانشگاه جنگ در تهران و دوره ستاد و فرماندهي در امريكا، در ۱۳۳۹ به رياست ستاد گارد و در ۱۳۴۱ به فرماندهي لشگر يك گارد رسيد و در همين سمت بود كه به عنوان فرماندار نظامي تهران به قتل عامل قيام‌كنندگان ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دست زد. وي در ۱۳۴۸ فرماندهي ژاندارمري كل كشور و در ۱۳۵۱ فرماندهي نيروي زميني ارتش را عهده‌دار بود. اويسي در جريان انقلاب اسلامي بار ديگر عهده‌دار سمت فرماندار نظامي تهران و حومه شد. وي عامل كشتار خونين ۱۷ شهريور تهران شناخته شد و به علت موقعيتش در رأس نيروي زميني، فرمانداري نظامي ساير شهرها را نيز تحت كنترل داشت. او در ۱۴ دي ۱۳۵۷ به بهانه معالجه تقاضاي بازنشستگي نمود و از ايران خارج شد. اويسي در زمره نخستين افسران عاليرتبه متواري رژيم پهلوي بود كه با سرمايه سرويس‌هاي اطلاعاتي غرب فعاليت تروريستي عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران را از خاك عراق و تركيه آغاز كرد.

او رهسپار پاريس شد و به شبكه‌اي پيوست كه با همراهي بهرام آريانا، اشرف پهلوي، رضا پهلوي و علي اميني و با مساعدت مالي سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس و اسرائيل سرگرم طرح نقشه كودتا در ايران بودند. روزنامه فيگارو چاپ فرانسه ۴ روز پس از ورود اويسي به پاريس در گزارشي نوشت: «اويسي سعي مي‌كند كارتر را به انجام يك كودتاي نظامي در ايران متقاعد سازد.»

اويسي ابتدا به كمك جمعي از سلطنت طلبان و نظاميان فراري حكومت سرنگون شده شاه، ستادي را در پاريس تشكيل داد و اقدام به تشكيل «ارتش آزاديبخش ايران» گرفت. در چهارچوب اين ارتش يك گروه نظامي در تركيه پشت مرزهاي ايران، و يك گروه نيز در آن سوي مرزهاي عراق تدارك ديده شدند. اما در عمل وي نتوانست كاري از پيش ببرد. اويسي روز ۱۸ بهمن ۱۳۶۲ در پاريس به دست افرادي ناشناس به قتل رسيد.

895686 380 عامل کشتار سال ۴۲

تيمسار قره‌باغي آخرين رئيس ستاد ارتش رژيم شاه مي‌گويد: «اويسي فردي دروغگو و متملق بود. او در دوره‌‌اي كه ازهاري نخست‌وزير شد، در تلاش براي رسيدن به اين مقام بود. اما وقتي اوضاع را نامناسب ديد، به دنبال تهيه گذرنامه و خروج از مملكت شد.» قره‌باغي مي‌گويد: «موضوع خروج اويسي در شرايط بحراني كشور را با شاه در ميان گذاشتم ولي او فقط گفت: اشكالي دارد؟ چه كار كنيم مي‌گويد مريض است…»

ارتشبد حسين فردوست در خاطرات خود دربارة شخصيت ارتشبد غلامعلي اويسي مي‌نويسد: «ارتشبد غلامعلي اويسي از آغاز افسر كم سوادي بود و تا پايان نيز معلومات نظامي كمتر از متوسط داشت و مطلقاً اهل مطالعه نبود. حتي در دور‌ه‌ي دانشكده‌ي افسري در هيچ يك از دروس و تمرينات شركت نمي‌كرد و در طول دو سال دانشكده انبارگردان گروهان بود. ولي او توانست با زد و بند ونزديك كردن خود به شاه ترقي كند و به مشاغل مهم برسد. اويسي از همان زمان دانشكده، افسري عادي بود و براي بستن بار خود از هيچ كاري كوتاهي نمي‌كرد. زماني كه فرمانده ژاندارمري بود، سهم خود را از ترياك‌هاي وارده از افغانستان وتركيه بر مي‌داشت و زنش در كرمان تشكيلات سازماندهي فرم ترياك در خانه داشت. او ترياك‌هاي مكشوفه را نيز بلند مي‌كرد و مي‌فروخت. گاه روزنامه‌ها مي‌نوشتند كه مثلاً در زيرسازي يك نفتكش يك تن ترياك كشف شده است. قاعدتاً بايد اين ترياكهاي مكشوفه به سازماني خاص در دادگستري تحويل داده مي‌شد ولي اويسي آن را عوض مي‌كرد و به جايش ماده‌اي كه مخلوطي از چند گياه است تحويل مي‌داد كه رنگ و بوي ترياك داشت. اويسي از اين طريق طي چندسالي كه در ژاندارمري بود حداقل ۵ ميليارد تومان دزديد و همه را دلار كرد و به خارج برد.

.

.

منبع : افکارنیوز

ارسال دیدگاه