کد خبر : 5801

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۱/۰۹ زمان : ۷:۰۰

زندگی خصوصی گرانقیمت‌ترین بازیگر زن در تاریخ سینما

جولیا رابرتز نامی آشنا برای عموم علاقه مندان سینماست و کمتر کسی است که با نام این سوپراستار هالیوود آشنا نباشد. چون نام او در فهرست اسامی گرانقیمت ترین بازیگران زن در صدر قرار دارد. بر خلاف انتظار سنتهای هالیوود، این بازیگر که عموماً در نقش‌های کمدی و یا درام بازی می‌کند، چندان از زیبایی […]

جولیا رابرتز نامی آشنا برای عموم علاقه مندان سینماست و کمتر کسی است که با نام این سوپراستار هالیوود آشنا نباشد. چون نام او در فهرست اسامی گرانقیمت ترین بازیگران زن در صدر قرار دارد. بر خلاف انتظار سنتهای هالیوود، این بازیگر که عموماً در نقش‌های کمدی و یا درام بازی می‌کند، چندان از زیبایی بهره ای ندارد و چهره اش مورد پسند عموم نیست. اما هوش و ذکاوت ذاتی‌اش موجب شده که این مسأله اصلاً توجه کسی را جلب نکند. در حقیقت قدرت بازیگری او ر حدی است که حقیقتاً او را شایسته این عنوان گرانقیمت ترین و معروف ترین بازیگر زن در تاریخ سینما می‌سازد. در حقیقت او اولین کسی است که در تاریخ سینما دستمزدی معادل بازیگران مرد دریافت می‌کند. و اگرچه کامرون دیاز بازیگر معروف نیز هم اکنون در جایگاهی کنار او است، اما او هنوز هم اولین کسی است که موفق به گرفتن حق خود شده است. زیرا عموم بازیگران زن معتقدند که بیشتر موارد بار اصلی فیلم بر دوش آنان است و آنها حق دارند تا دستمزدی معادل مردان بخواهند و حال، خانم رابرتز سنت‌شکنی کرده و موفق به کرسی نشاندن حرف خود شده است.

جولیا رابرتز متولد ۱۹۶۷ در ویرجینیای آمریکاست. پدرش بازیگری آماتور بود که هنگامی که جولیا ۱۰ سال داشت بر اثر سرطان درگذشت. جولیا به همراه خواهر و برادرش کودکی نه چندان راحتی را پشت سر گذاشت. زیرا آنها خانواده ای چندان مرفه‌ای نبودند و مشکلات مالی بی‌شماری داشتند. همین مشکلات مالی موجب شده بود که جولیا و برادرش هر دو رؤیای شهرت و ثروت را در سر بپرورانند و از همان کودکی عاشق بازیگری باشند. اما جولیا هرگز حتی در خواب نمی‌دید که روزی به جایگاه فعلی‌اش برسد.

جولیا پس از اتمام دبیرستان به نیویورک رفت و در دانشگاه به خواندن رشته روزنامه نگاری مشغول شد. خودش در این باره می‌گوید: « نهایت آرزوی من در آن روزها استخدام در یک نشریه معتبر بود. مطمئن هستم که اگر بازیگر نمی‌شدم یک روزنامه نگار درست و حسابی می‌شدم.»

اما حرفه روزنامه نگاری هم نمی‌توانست به آرزوهای دور و دراز او جامعه عمل بپوشاند؛ خصوصاً که مدتی بعد برادرش اریک وارد دنیای هالیوود شد و به موفقیتی نسبی دست یافت. همین مسأله موجب وسوسه‌ی جولیا برای ورود به دنیای هالیوود شد و توانست نقش مقابل برادرش در فیلم قرمزی خون را به عهده بگیرد. این فیلم اگرچه در سال ۱۹۸۶ ساخته شد، اما ۳ سال بعد اکران شد که اصلاً موفقیتی هم نداشت!

جولیا پس از این فیلم به بازی در چند فیلم تلویزیونی معمولی و فیلمهای کمبودجه پرداخت که اصلاً موفقیتی به همراه نداشتند. اما او همچنان عاشقانه منتظر آن لحظه موعود بود که هنگام بازی در فیلم مگنولیاهای فلزی در سال ۱۹۸۹ به سراغش آمد. او برای این فیلم نامزد جایزه اسکار در رشته بهترین بازیگر نقش دوم زن شد اما موفق به دریافت جایزه نشد. همین موفقیت کم، تأثیر زیادی در روحیه‌ی او گذاشت. اگرچه فیلم چندان پرفروش نبود، موفقیت واقعی در سال ۱۹۹۰ و هنگام بازی در فیلم معروف زن زیبا به سراغ جولیا آمد. او در این فیلم نقش اصلی و مقابل ریچاردگر را به عهده داشت و بازی کم‌نظیری را ارائه کرد که برای بار دوم او را کاندیدای جایزه اسکار اما اینبار در رشته بهترین بازیگر نقش اول کرد. این فیلم فروش فوق العاده ای داشت و دستمزد جولیا را به شکلی عجیب بالا برد و از او چهره ای معروف ساخت. فیلمهای بعدی جولیا نیز فیلمهای موفقی از کار در آمدند؛ زیرا حالا همه کارگردانهای خوب مایل به همکاری با او هستند.

ارسال دیدگاه