کد خبر : 2732

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۰۲ زمان : ۱۱:۳۱

زندان زنان / پسرهای فامیل خواهان ازدواج با من بودند

نام : تینا شهرت : پ سن : ۲۳ تحصیلات : دوم راهنمایی جرم : جیب بری و دارای سوابق متعدد در این زمینه ها محکومیت : پرونده در دست بازرسی است   از صحبت کردن با او به هیچ وجه خسته نمی‌شوم. با هیجان تمام حرف می‌زند و روشهای جیب بری و کیف زنی […]

نام : تینا

شهرت : پ

سن : ۲۳

تحصیلات : دوم راهنمایی

جرم : جیب بری و دارای سوابق متعدد در این زمینه ها

محکومیت : پرونده در دست بازرسی است

 

از صحبت کردن با او به هیچ وجه خسته نمی‌شوم. با هیجان تمام حرف می‌زند و روشهای جیب بری و کیف زنی را هم به من می‌آموزد. افسوس می‌خورم که چرا او با این همه توانایی و هوش باید در این مسیر باشد.

می‌پرسم :

– چرا جیب بری و کیف زنی و…؟

می‌گوید:

– هفت پشتم، کیف زن و جیب بر بوده اند. با توجه به این مسأله در میان خانواده ما دخترها هرچقدر در جیب بری و کیف زنی مهارتر باشند، مورد پسند و مقبول‌تر هستند. و به این ترتیب پسرهای فامیل برای ازدواج با او سر و دست می‌شکستند. با آنکه فقط ۲۳ سال دارم اما دارای سابقه ۴ بار کیفری در تهران و دیگر شهرها هستم. از این بابت گوی سبقت را از همه دخترهای فامیل ربوده‌ام.

پدرم کارمند بانک بوده که با مادرم ازدواج می‌کند. او نمی‌دانسته که مادرم جیب بر است تا اینکه ۴ ماه پس از ازدواج زمانی که مادرم به این جرم دستگیر می‌شود حقیقت را می‌فهمد و او را برای همیشه رها می‌کند. من حاصل این زندگی کوتاه مدت هستم. پس از تولد من، مادر مجدداً اقدام به ازدواج با یکی از اقوام نزدیک کرد. البته ناپدری‌ام مرد بسیار خوبی است و از من مثل دختر خودش حمایت می‌کند. مادرم همیشه مرا نصیحت می‌کند که با یکی از پسرهای فامیل ازدواج کنم زیرا ممکن است حرفه من مشکلاتی را برای زندگی آینده‌ام به وجود آورد. اما اگر با فامیل ازدواج کنم نه تنها این کار موجب تحقیر من نخواهدبود بلکه موجب عزت و افتخار ما نیز هست.

درحالی که از صحبتهای او هم شگفت زده شده ام و هم سردرگم، از او جدا می‌شوم.

ارسال دیدگاه