کد خبر : 2755

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۰۳ زمان : ۷:۲۲

رد بشی صاحب اختیاری رد نشی صاحب اختیاری

می‌گویند در زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار مردی به نام سلیمان خان در دربار خدمت میکرد که از طرف دربار لقب صاحب اختیار داده بدنداو بر خلاف سایر درباریان، اصلا میانه خوبی با کریم شیره ای که از دلقکهای مشهور دربار بود نداشت و اهمیتی به او نمیداد. کریم بی صبرانه در انتظار فرذصتی بود […]

می‌گویند در زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار مردی به نام سلیمان خان در دربار خدمت میکرد که از طرف دربار لقب صاحب اختیار داده بدنداو بر خلاف سایر درباریان، اصلا میانه خوبی با کریم شیره ای که از دلقکهای مشهور دربار بود نداشت و اهمیتی به او نمیداد. کریم بی صبرانه در انتظار فرذصتی بود تا نیشی به او بزند.

کریم خر کوچکی داشت که همیشه سوار آن میشد و به دنبال مرکب پرجلال و جبروت ناصرالدین شاه راه می‌افتاد. در یکی از سفرها خر کریم به نهر آبی رسید و ایستاد.

کریم هرچه کرد که خر را از نهر عبور دهد خر حرکت نکرد که نکرد. صحنه توپ و تشر زدن کریم به خرش توجه شاه و درباریان را جلب کرد. همه ایستادند تا ببینند سرانجام کریم و خرش به کجا می‌کشد.

صاحب اختیار هم در گوشه ای ایستاده بود و میخندید. کریم که فرصت خوبی برای تمسخر صاحب اختیار پیدا کرده بود، خطاب به حیوان فریاد زد: آ الاغه کتکت زدم، رد نشدی! التماست کردم رد نشدی! فحشت دادم رد نشدی! از من دیگه کاری بر نمی‌آد. رد بشی صاحب اختیاری، رد نشی صاحب اختیاری!!

ارسال دیدگاه