کد خبر : 525625

تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۱۰ زمان : ۱۸:۰۰

دادخواست طلاق پیرمرد ۹۰ ساله

پیرمرد ۹۰ ساله ای با مراجعه به دادگاه خانواده دادخواست طلاق داد. این پیرمرد ۹۰ ساله، زمانی تصمیم به جدایی از همسرش گرفت که همسرش به علت کهولت سن و بیماری نتوانست طبق روال گذشته کارهای وی را انجام دهد. بنابراین گزارش، پیرزن ۸۵ ساله که با ویلچر در دادگاه حاضر شده بود و قادر […]

پیرمرد ۹۰ ساله ای با مراجعه به دادگاه خانواده دادخواست طلاق داد. این پیرمرد ۹۰ ساله، زمانی تصمیم به جدایی از همسرش گرفت که همسرش به علت کهولت سن و بیماری نتوانست طبق روال گذشته کارهای وی را انجام دهد.

بنابراین گزارش، پیرزن ۸۵ ساله که با ویلچر در دادگاه حاضر شده بود و قادر به ایستادن روی پاهای خود نبود، و قاضی دادگاه گفت: «همسرم مرد مغروری است. او تا زمانی که جوان بود مرا کتک می‌زد. علاوه بر این او هیچ وقت در کارهای منزل به من کمک نمی‌کرد و همیشه مثل ۱ رئیس فقط دستور می‌داد. من هم به خاطر آینده بچه‌هایم و برای جلوگیری از فروپاشی خانواده، تسلیم اوامر او بودم تا اینکه بچه‌هایم بزرگ شدند و همه آنها برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفتند و الان آنجا اقامت دارند.»

وی افزود: «مدتی پیش دچار بیماری قلبی و پادرد شدید شدم و با این وضعیت نتوانستم به امور خانه برسم و این خود عاملی بر ناسازگاری همسرم شد. او مرا تهدید به طلاق کرد، ولی من هیچ وقت تصور نمی‌کردم تهدیدش را عملی کند.»

وی سپس از قاضی دادگاه خواست همسرش را نصیحت کند تا او را از تصمیمش باز دارد. قاضی دادگاه نیز که از درخواست طلاق پیرمرد و اظهارات همسر وی متعجب شده بود، سعی کرد شاکی را از پیگیری دادخواست خود منصرف کند، ولی پیرمرد با بیان اینکه حاضر است مهریه همسرش را که ۲۰۰ ریال می‌باشد، پرداخت کند، به قاضی گفت: «در این سن و سال کسی نیست تا از من نگهداری کند و من مجبورم علاوه بر خودم، نیازهای همسر بیمارم را هم برآورده کنم و این برایم بسیار سخت است.»

وی سپس بر خواسته خود مبنی بر صدور حکم طلاق پافشاری کرد. بنابراین گزارش وقتی قاضی دادگاه اصرار شاکی را دید، به وی متذکر شد که مهریه به نرخ روز حساب می‌شود و علاوه بر این وی را از پرداخت نفقه و اجرت‌المثل و سایر حقوق قانونی همسرش آگاه کرد و صدور حکم طلاق را مشروط به پرداخت حق و حقوق پیرزن قرار داد. سرانجام شاکی با صحبت‌های قاضی دادگاه از پیگیری شکایت خود صرف‌نظر کرد و در حالی که زیر لب غر می‌زد، از دادگاه خارج شد.

ارسال دیدگاه