کد خبر : 2872

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۰۶ زمان : ۷:۰۰

جوانان و عربده‌های شبانه

در یکی از شبها ساعت دوازده و نیم برای اینکه یکی از افراد خانواده را که مریض شده بود به بیمارستان برسانیم، از خانه بیرون آمدیم. ناگهان پنج جوان را دیدیم که با حالتی غیرعادی در کوچه‌ای که خانه های زیادی در آن وجود دارد مشغول عربده کشی و خواندن ترانه با صدای بلند بودند. […]

در یکی از شبها ساعت دوازده و نیم برای اینکه یکی از افراد خانواده را که مریض شده بود به بیمارستان برسانیم، از خانه بیرون آمدیم. ناگهان پنج جوان را دیدیم که با حالتی غیرعادی در کوچه‌ای که خانه های زیادی در آن وجود دارد مشغول عربده کشی و خواندن ترانه با صدای بلند بودند. ما چون عجله داشتیم از طرفی هم احساس خطر می‌کردیم که مبادا اینها حامل سلاح سرد باشند، چیزی نگفتیم. پس از معاینه بیمارمان و در راه بازگشت به خانه، همان افراد را دیدم که باز هم بدون هیچ ملاحظه‌ای ایجاد سروصدا و مزاحمت میکردند.

دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. به راننده گفم، لطفا توقف کنید.

در نهایت احترام که مبادا به شخصیت این جوانان لطمه ای وارد آید گفتم: آقایان عزیز الآن ساع ۱ نیمه شب است. اینجا هم کوچه ایست با این تعداد خانه و مردمش دارند استراحت میکنند. من هم نمیخوام مزاحم شما شوم. با هم هستید خوش باشید ولی مزاحم مردم نشوید.

هنوز صحبتم تمام نشده بود که یکی از جوانان جلو آمد و با صدای نخراشیده‌ای گفت: فرمایشی بود؟ می‌شود بفهمم به شما چه ربطی دارد؟

گفتم: آقای عزیز من محترمانه به شما گفتم کوچه جای این کارها نیست. به من هم خیلی ربط دارد. اولاً ساکن این کوچه هستم ثانیا به عنوان شهروند وظیفه دارم به شما تذکر بدهم.

انگار با این حرف فحش بزرگی به آنها داده باشم. داشت به جان من می‌افتاد که همراهان من از این طرف و دوستان او از آن طرف غائله را ختم کردند. نمی‌دانم برخی از جوانان که تن به این کارها می‌دهند می‌خواهند چه چیز را ثابت کنند؟ آیا اینها نشانه بزرگی است؟ آیا اینها نشانه انسانیت است؟

فقط به این فکر می‌کنم که پدران و مادران اینها به خود زحمت ندادند اینها را تربیت کنند.

پدران مادران بزرگواران شما را به خدا در تربیت بچه های خود بکوشید و نگذارید اینقدر لاابالی و بی قید و بند بار بیایند که فردا پشیمانی به بار خواهندآورد

 

حمید گروسی

ارسال دیدگاه