کد خبر : 3231

تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۱۵ زمان : ۷:۰۰

انواع شخصیت پردازی در داستان

شخصیت یکی از مهمترین عناصر داستان است که پیرنگ داستان به آن وابسته است. در واقع رفتار شخصیتها بخش اعظم پیرنگ را می‌سازد و گفتیم که هر شخصیتی که در داستان باید مطابق با فضای آن رفتار کند. شخصیتها نباید تغییر غیر موجهی در داستان داشته باشند و کلامشان باید با سن، تحصیلات، جنسیت و […]

شخصیت یکی از مهمترین عناصر داستان است که پیرنگ داستان به آن وابسته است. در واقع رفتار شخصیتها بخش اعظم پیرنگ را می‌سازد و گفتیم که هر شخصیتی که در داستان باید مطابق با فضای آن رفتار کند. شخصیتها نباید تغییر غیر موجهی در داستان داشته باشند و کلامشان باید با سن، تحصیلات، جنسیت و خصوصیت روحیشان تطایق داشته باشد.

شخصیتها با توجه به رفتار و تأثیرشان در روند داستان به انواع گوناگونی تقسیم می‌شوند ازجمله شخصیت‌های قالبی! شخصیتهای قالبی شخصیتهایی هستند که از خود هیچ خصوصیت روحی و رفتاری برجسته ای ندارند. آنها یک قالب و رفتار مشخص دارند که همه جا با آن قالب به خصوصی ظاهر می‌شوند. شخصیتهایی که هر روز در اجتماع برنامه های تلویزیون و غیره با آنها سروکار داریم. مثل لوطی‌ها و جاهل‌ها با آن پاشنه هایی کشیده و دستمالی که دور دست‌شان می‌پیچند و تکیه کلام‌های خاص خودشان. یا آدمهایی به اصطلاح روشن‌فکر تازه به دوران رسیده با لحن حرف‌زدنشان و وسواس‌های خاص‌شان. این شخصیتها رفتارهای قابل پیش‌بینی دارند و برای ما معمولی و قابل درک‌اند.

نویسنده‌ای که در داستانش زیاد از این نوع شخصیت استفاده کند، داستانش کلیشه‌ای می‌شود و با خواننده ارتباطی برقرار نخواهدکرد.

اگرچه ممکن است تکیه کلام‌ها و حرکات‌ شخصیت اندک زمانی خواننده را مشغول کند، ولی زود از خاطرش رخت بر می‌بندد. در ضمن وجود یک یا دو شخصیت قالبی که در حاشیه‌ی داستان باشند و فقط به روند ماجرا کمک کنند، نشانه ضعف داستان نیست ولی به یقین استفاده زیاد از این گونه شخصیت‌ها بیانگر ناتوانی نویسنده در شخصیت‌پردازی است.

شخصیتهای قالبی همیشه حالتی کاریکاتوری و شناخته شده مانند مثالهایی که زدم ندارند. و مثلا یکی از شخصیتهای قالبی که شما و دوستان در داستانهایتان زیاد استفاده می‌کنید شخصیت پسری معتاد و ولگرد است که دختران را به بازی گرفته و در آخر رهایشان می‌سازد. و یا پدری غیرمنطقی و خشک که با هر مسأله‌ای دخترش را به باد کتک می‌گیرد.

البته استفاده از این شخصیتها نشانه ضعف داستان نیست؛ به شرطی که به موقع و درست باشد. و این آدمها داستان را به صورت قالبی و پیش‌بینی شده در نیاورند. باز هم مثل همیشه سراغ داستانهایتان بروید و شخصیتهای آنها را بررسی کنید.

داستانی که آمیخته از شخصیتهای قالبی باشد، روند قابل پیش‌بینی پیدا می‌کند و جذابیتش را از دست می‌دهد! برای اینکه اطمینان پیدا کنید کاربرد این بحث را آموخته‌اید، یک داستان معروف و چاپ‌شده را از نویسندگان بزرگ بخوانید و شخصیت‌های آنها را جداگانه بررسی کرده! شخصیت‌های قالبی را پیدا کنید و سپس همین روش را در داستان خودتان به کار ببندید.

این کار به شما کمک می‌کند که جایگاه شخصیتهای قالبی را در یک داستان خوب پیدا کنید. شخصیت انواع دیگری نیز دارد که درباره آن باز سخن خواهیم گفت.

ارسال دیدگاه